translater

به اشتراک گذاشتن

مهرآریان را محبوب کنید


تماس با من (انتقادات و پیشنهادات)

رای گیری

نظر شما درباره مطالب سایت
 

جستجوگر گوگل

Google

در اين وب سايت
در كل اينترنت

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز200
mod_vvisit_counterدیروز243
mod_vvisit_counterاین هفته443
mod_vvisit_counterاین ماه4909
mod_vvisit_counterکل بازدیدها92096

حاضرین در سایت

 28 مهمان حاضر

آمار بازدید از سایت بر اساس کشور

free counters

رتبه سایت در الکسا

رتبه سایت در گوگل

امتیاز گوگل من

نستعلیق آنلاین

خطاطي نستعليق آنلاين



مقدمه وب سایت PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۲ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۵۱

شهر یـــــاران بود و خـــاک مهربانان این دیــــار                     مهربانــی کـــی سرآمـد شهریــــاران را چـــه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست                      عندلیبـــان را چـــه پیش آمد هزاران را چــه شـد

تاریخ حکایت طولانی انسان هاست . داستان گذر بشریت از مرزهای حیوانیت تا برپا کردن تمدن های بزرگ . انسان ها در نسل های پی درپی ، حاصل دست رنج گذشتگان خود را توسعه دادند و به پیش رفتند . هر قومی بر ویرانه های اقوام پیشین مستقر شدند و هر یک گمان بردند که عالی ترین محصول همه تاریخ شده اند . پس از چندی غفلت ها و غرورها ، آنها را هم در خود گرفت . از اصلاح مداوم خود غافل شدند و به خوش گذرانی و بی خبری روزگار گذراندند .نتیجه آن شد که بلایای آسمانی و زمینی از همه سو آنها را احاطه کرد و تمام هستی شان را نابود ساخت . اما آنچه بر جای ماند ، دستاوردهای تمام بشریت بود که خواه نا خواه ،از هر قومی به قومی دیگر منتقل می شد . تمدن ها از پی هم ظاهر شدند و به مرورو درطی قرن ها ، هنر و معماری وعلوم و دیگر دستاوردهای انسانی را گسترش دادند . انسان این موجود پیچیده ، گاه فجایع فراوان به بار آورد و گاه عالی ترین نمونه های انسانیت را به پیشگاه تاریخ معرفی نمود . اما به هر حال باید دانست که هرچه شده است ، حاصل دسترنج خود انسان است . و لذا هرچه هستیم و هرآنچه می خواهیم باشیم یا آرزویش را داریم ، محصولی است که زمینه ها و نیازهایش را می توان آماده نمود . می توان از نو ساخت و پدید آورد .جا دارد که یادآوری نمایم این وب سایت نه تنها بیان کننده اهداف،نظرات و عقاید هیچ حذب ،گروه و یا تشکل سیاسی و یا دینی نبوده و به هیچ یک از آنها وابسته نمی باشد، بلکه اساس کار خود را بر مبنای بی طرفی نهاده است. همچنین شما بازدید کننده گرامی می توانید نظرات ،پیشنهادات و یا انتقادات خود را در بخش تماس با من مطرح نموده و یا فایل ها و مقالات خود را ارسال نمایید. در بخش ارسال و دریافت فایل ها نیز می توانید بر اساس گروه بندی موجود فایل های خود را جهت استفاده دیگر بازدید کنندگان ارسال و یا فایل مورد نظر را دریافت نمایید.لازم به ذکر است که استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به این وب سایت آزاد است.

امید است این وب سایت را با نظرات خویش یاری نمایید.

مهدی امیدی مهنا - شهریور ماه 1389

http://www.facebook.com/mehdi.omidi این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

فرض کنيد...

به شما، (انسان ساده/معمولی/ بازاری/دانشمند/محقق/سياسی) اين امکان را ميدهند که يک رييس برای دنيا انتخاب کنيد که بتواند دنيا را به بهترين وجه رهبری کرده، صلح، ترقی و خوشبختی برای بشريت به ارمغان بياورد.بـــــين اين سه داوطلب کدام را انتخاب ميکنيد؟

شخص اول:

او بــــا سياستمداران رشوه خوار و بدنام کـــار ميکند،از فالـــگير، غيب گو و منجم مشورت ميگيرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شديدا سيگاری بوده و روزی هم ده ليوان مشروب (مارتينی) ميخورد.

شخص دوم:

از دو محل کـــــار اخراج شده، تــــا ساعت 12 ظهر ميخوابد، در مدرسه چند بــار رفوزه شده.در زمان جوانی ترياک ميکشيده و تحصيلات آنچنانی ندارد.ايشان روزی هم يک بطر ويسکی ميخورد، بی تحرک و چاق است.

شخص سوم:

دولـــت کشورش بـــه ايشان مدال شجاعت داده. گياه خوار بوده و دارای سلامتی کامل است. به سيگار و مشروب اکيدا دست نميزند و در گذشته هيچگونه رسوايي ببار نياورده.

به چه کسی رای ميدهيد؟

حال ببینیم این اشخاص چه کسانی بوده اند:

  • شخص اول: فرانکلين روزولت
  • شخص دوم: وينستون چرچيل
  • شخص سوم: آدولف هيتلر

حال پرسشی دیگر:

شمــــا مشاور و مددکار اجتماعی هستيد... زن حامله ای ميشناسید که هشت فرزند دارد.سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کــور و يکـــی عقب مانده هستند.در ضمن اين خانم خود مبتلا به مرض مهلک سيفيليس است.از شما مشورت ميخواهد که آيا سقط جنين بکند يا خير...

با تجارب زندگی که داريد به ايشان چه پيشنهاد ميکنيد؟

خواهيد گفت کورتاژ کند؟

جواب!!!

اگر به آن خانم پيشنهاد سقط جنين داديد همان بس که لودويگ فان بتهوون را به کشتن داديد!

پس چه درسی گرفتيم؟

پيش داوری خوراک روزمره ما انسانها از بزرگترين اشتباهات بشر است!

 


گروهي از دانشمندان 5 ميمون را در قفسي قرار دادند. در وسط قفس يك نردبان و بالاي نردبان موز گذاشتند. هر زماني كه ميموني بالاي نردبان مي‌رفت دانشمندان بر روي ساير ميمون‌ها آب سرد مي‌پاشيدند. پس از مدتي، هر وقت كه ميموني بالاي نردبان مي‌رفت سايرين او را كتك مي‌زدند. دانشمندان تصميم گرفتند كه يكي از ميمون‌ها را جايگزين كنند.اولين كاري كه اين ميمون جديد انجام داد اين بود كه بالاي نردبان برود كه بلافاصله توسط سايرين مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار كتك خوردن ميمون جديد با اين كه نمي‌دانست چرا اما ياد گرفت كه بالاي نردبان نرود. ميمون دومي جايگزين گرديد و همان اتفاق تكرار شد. سومين ميمون هم جايگزين شد و دوباره همان اتفاق (كتك خوردن) تكرار گرديد. به همين ترتيب چهارمين و پنجمين ميمون نيز عوض شدند. آن چيزي كه باقي مانده بود گروهي متشكل از 5 ميمون بوده كه با اين كه هيچ‌گاه آب سردي بر روي آن‌ها پاشيده نشده بود، ميموني را كه بالاي نردبان مي‌رفت را كتك مي‌زدند.

اگر امكان داشت كه از ميمون‌ها بپرسند كه چرا ميموني كه بالاي نردبان مي‌رود را كتك مي‌زنند شرط خواهيم بست كه جواب آن‌ها اين خواهد بود:

"من نمي‌دانم، اين اتفاقي ا‌ست كه اطرافمان مي‌افتد"

اين جواب به نظر شما آشنا نمي‌آيد؟

چرا ما هميشه به كاري كه انجام مي‌دهيم ادامه داده علي‌رغم اين كه راه ديگري نيز وجود دارد.

"تنها براي دو چيز نمي‌توان حدي تصور نمود؛ جهان و حماقت بشر. البته در خصوص مورد اول زياد مطمئن نيستم."

آلبرت اينشتين

متن فارسی اعلامیه حقوق بشر

ماده 1: تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنيا می آيند. همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و بايد نسبت به يكديگر با روحيه ی برادرگونه رفتار كنند.

ماده 2: هركس بدون هيچگونه تبعيض، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، نظر سياسی يا هر نظر ديگر، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت، يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و آزاديهای مذكور در اعلاميه ی حاضر برخوردار است. به علاوه، هيچ تبعيضی نبايد اعمال شود كه مبتنی بر وضع سياسی، اداری، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه (اين كشور يا سرزمين) مستقل باشد، خواه تحت قيمومت يا غيرخودمختار يا تحت هرگونه محدوديت ديگری از حيث حاكميت (ملی) باشد.

ماده 3: هركس حق حيات، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده 4: هيچكس را نبايد در بردگی يا بيگاری نگه داشت؛ از برده داری و داد و ستد برده در همه ی شكلهای آن بايد ممانعت كرد.

ماده 5: هيچكس را نبايد تحت شكنجه يا رفتار يا كيفر ظالمانه، غيرانسانی يا تحقيرآميز قرار داد.

ماده 6: هركس حق دارد همه جا به عنوان شخص در برابر قانون به رسميت شناخته شود.

ماده 7: همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل تبعيضی كه ناقض اعلاميه ی حاضر باشد و در مقابل هر تحريكی كه به منظور چنين تبعيضی صورت گيرد از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند.

ماده 8: هركس در برابر اَعمال ناقض آن حقوق بنيادی كه قانون اساسی يا قانون (های عادی) به او اعطا كرده است، حق مراجعه ی موثر به محاكم صالحه ی ملی را دارد.

ماده 9: هيچكس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.

ماده 10: هركس در تعيين حقوق و تعهدات خويش و هرگونه اتهام جزائی كه به او وارد شود با مساوات كامل حق برخورداری از دادرسی منصفانه و علنی را در دادگاه مستقل و بيطرف دارد.

ماده 11: (1) هركس كه متهم به ارتكاب جرمی شود، حق دارد كه بيگناه فرض شود، مگر آنكه طبق قانون در دادگاهی علنی، كه در آن كليه ی ضمانتهای لازم برای دفاع او در اختيارش باشد، مجرم شناخته شود. (2) هيچكس بخاطر انجام يا عدم انجام عملی كه در هنگام ارتكاب، به موجب قانون ملی يا بين المللی، جرم محسوب نمی شده است نبايد مجرم شناخته شود. همچنين كيفری شديدتر از آنچه در موقع ارتكاب جرم برای آن مقرر بوده است نبايد اعمال شود.

ماده 12: هيچكس نبايد در معرض مداخله ی خودسرانه در زندگی خصوِصی، خانواده، خانه يا مكاتبات خود، يا در معرض تعرض به حيثيت و آبروی خود قرار گيرد. هركس در مقابل چنين مداخله ها يا تعرضهايی حق برخورداری از حمايت قانون را دارد.

ماده 13: (1) هركس در محدوده ی مرزهای هركشور حق آزادی رفت و آمد و اقامت را دارد. (2) هركس حق ترك هر كشور، از جمله كشور خود، و بازگشت به كشور خود را دارد.

ماده 14: (1) هركس كه تحت تعقيب باشد حق طلب پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد. (2) در صورتی كه تعقيب واقعاً در اثر جرمهای غير سياسی يا در اثر اعمال مغاير مقاصد و اصول (سازمان) ملل متحد باشد، نمی توان به اين حق استناد كرد.

ماده 15: (1) هركس حق برخورداری از تابعيت (مليت) دارد. (2) هيچكس را نبايد خودسرانه از تابعيت (مليت) يا از حق تغيير تابعيت (مليت) محروم كرد.

ماده 16: (1) هر مرد و زن بالغی حق دارد بدون هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت (تابعيت) يا دين، ازدواج كند و تشكيل خانواده بدهد. (2) ازدواج بايد صرفاً با توافق آزادانه و كامل مرد و زن انجام شود. (3) خانواده واحد گروهی طبيعی و اساسی جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و دولت را دارد.

ماده 17: (1) هركس، به تنهايی و نيز به اتفاق ديگران، حق مالكيت دارد. (2) هيچكس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم كرد.

ماده 18: هرکس حق آزادی فکر، وجدان و دین را دارد؛ این حق شامل آزادی تغییر یا اعتقاد، و همچنین شامل آزادی اظهار دین یا اعتقاد در تعالیم، مراسم، عبادات و شعایر، چه به تنهایی و چه به اتفاق دیگران و در جمع یا خلوت است.

ماده 19: هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی در داشتن عقاید بدون مداخله و مزاحمت، و آزادی در طلب و کسب و نشر اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای و بدون ملاحظات مرزی است.

ماده 20: (1) هرکس حق آزادی اجتماع و تشکل مسالمت آمیز را دارد. (2) هیچکس را نمی توان مجبور به تعلق به تشکلی کرد.

ماده 21: (1) هرکس حق دارد که در حکومت کشور خود، خواه بطور مستقیم و خواه به واسطه ی نمایندگانی که آزادانه انتخاب شوند، شرکت جوید. (2) هرکس حق دسترسی مساوی به خدمات عمومی را در کشور خود دارد. (3) اساس قدرت حکومت، اراده ی مردم است؛ این اراده باید در انتخابات ادواری و سالمی ابزار شود که باید با حق رای همگانی و مساوی و نیز با رای مخفی یا روشهای رای گیری آزاد نظیر آن، برگزار شود.

ماده 22: هرکس، به عنوان عضوی از جامعه، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است از طریق مساعی ملی و همکاری بین المللی و مطابق با تشکیلات و منابع هر کشور، حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را که لازمه ی شأن و رشد آزادانه ی شخصیت اوست محقق کند.

ماده 23: (1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانه شغل، برخورداری از شرایط منصفانه و رضایتبخشِ کار و حمایت در برابر بیکاری را دارد. (2) هرکس، بدون هیچ تبعیضی، حق برخورداری از دستمزد مساوی در مقابل کار مساوی را دارد. (3) هرکس که کار می کند حق برخورداری از دستمزدی منصفانه و رضایت بخش را دارد که زندگی خود او و خانواده اش را به نحوی که شایسته شأن انسانی است تأمین کند و در صورت لزوم با دیگر طرق حمایت اجتماعی تکمیل شود. (4) هرکس برای حمایت از منافع خود حق تشکیل و عضویت در اتحادیه صنفی را دارد.

ماده 24: هرکس حق استراحت و فراغت، از جمله تحدید معقول ساعات کار و برخورداری از تعطیلات ادواری با دریافت دستمزد را دارد.

ماده 25: (1) هرکس حق برخورداری از استاندارد زندگی کافی برای تندرستی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبتهای پزشکی و خدمات اجتماعی لازم را دارد، و در مواقع بیکاری، بیماری، نقض عضو، بیوگی، پیری یا سایر موارد عدم معاش در شرایط خارج از اختیار خود، حق برخورداری از تأمین را دارد. (2) مادران و کودکان حق برخورداری از کمک و مراقبت ویژه را دارند. همه ی کودکان اعم از آنکه ثمره ی ازدواج باشند یا نباشند، باید از حمایت اجتماعی یکسان بهره مند شوند.

ماده 26: (1) هرکس حق تحصیل دارد. تحصیل دستکم در مقاطع ابتدایی و پایه، باید رایگان باشد. تحصیل ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای باید در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید بر اساس استحقاق، به یکسان در دسترس همه باشد. (2) تحصیل باید معطوف به رشد کامل شخصیت انسان و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. باید تفاهم، تساهل و دوستی میان همه ملتها و گروههای نژادی یا دینی را ارتقاء دهد، و فعالیتهای (سازمان) ملل متحد برای حفظ صلح را تسریع کند. (3) والدین در انتخاب نوع آموزشی که باید به فرزندانشان داده شود حق تقدم دارند.

ماده 27: (1) هرکس آزادانه حق مشارکت در زندگی فرهنگی جامعه، بهره مندی از هنر و سهیم شدن در پیشرفت علمی و فواید آن را دارد. (2) هرکس حق حفاظت از منافع معنوی و مادی هر محصول علمی، ادبی یا هنری را که خود پدید آورنده اش باشد دارد.

ماده 28: هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی و بین المللی را دارد که در آن حقوق و آزادیهای مذکور در اعلامیه ی حاضر به طور کامل قابل تحقق باشد.

ماده 29: (1) هرکس فقط در قبال جامعه ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصیت او ممکن باشد وظایفی دارد. (2) هرکس در اعمال حقوق و آزادیهای خود باید فقط تابع محدودیتهایی باشد که توسط قانون صرفاً به منظور تأمین شناسایی و احترام لازم به حقوق و آزادیهای دیگران و برآورده کردن مقتضیات عادلانه ی اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتیک مقرر می شود. (3) این حقوق و آزادیها را در هیچ موردی نباید مغایر با مقاصد و اصول (سازمان) ملل متحد اعمال کرد.

ماده 30: مفاد اعلامیه ی حاضر را نباید طوری تفسیر کرد که برای دولتی یا گروهی یا فردی متضمن حقی شود که به موجب آن بتواند وارد فعالیتی شود یا به اقدامی دست بزند که معطوف به پایمال کردن هر یک از حقوق و آزادیهای مذکور در اعلامیه حاضر باشد.

سخنان زیبای بزرگان درباره کوروش بزرگ

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای مسخر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .

دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان :

این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند .

آلبر شاندور - كورش بزرگ :

شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند .

ژنرال سرپرسی سایكس :

خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند.ما نیز میتوانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .

ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه كورش بزرگ :

من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته رایادآورده شده ام كه زیارت آرامگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .

سرپرسی سایكس - تا ایران باستان :

در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .كورش یكی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند .او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نكرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می كرد . كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . كورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم.

افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :

پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میكردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شركت میكردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میكرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت

هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :

هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند . از اینرو من كتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاكردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میكردند .

هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ :

در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد میكردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .

گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :

مهمترین صفت كورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میكرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم .نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از كودكی بوده است .كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود .او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود . او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .

كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان :

شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .

نیكلای دمشقی:

كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .

پرفسور كریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی :

شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی كورش بزرگ :

كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او حاكی از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .

پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام :

كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.

كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :

تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود

ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین :

كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسكندر مینامند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .

كلمان هوار - تمدن ایرانی :

كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .

مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :

كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .

دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :

كورش پسر كمبوجیه و ماندان در دلاوری و كارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند .

دكتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا :

كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده بامهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند .كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .

اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه :

كورش یك تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.

 

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن.

درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی ‌ره آورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی آنی، همین‌جاست ...

مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.

و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود .به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود.زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید.مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت...

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!

درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم. و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...